من یک دشت را برای آمدنت چراغانی کرده ام تا بیایی...
تو که بیایی، جهان ما هم زیبا تر می شود, بیا که بوی عطرت در کوچه های مدینه بپیچد۱ و بوی خوب دستانت تا مدتها برسر کودکان بماند۲.
تو که بیایی، زیباتر می شود زندگی کرد. تو که بیایی سلمان هم مسلمان می شود. تو که بیایی یارانی گرچه اندک اما ثابت قدم خواهی داشت ، بیا که عمار و مقداد و ابوذر و یاسر مدتهاست در انتظار نورند.
تو که بیایی، دشت چراغانی شده ام را به احترامت گلباران میکنم, اصلا خودم و فقط خودم بر تک تک گامهایت بوسه می زنم ،گام هایی که از هر کجا عبور کند زلال هدایت را در پی خواهد داشت.
تو که بیایی، ماه هم کم کم نمایان می شود.
تو که خود خورشیدی اگر بیایی 12 ماه تمام برای بشریت هدیه می آوری.
تو که بیایی، ماه بنی هاشم هم خود به خود می آید.
بیا "محمد جان" بیا که در انتظار خورشید و ماه ایستاده ایم و منتظر آسمانیم تا خورشید و ماهش را بر ما نمایان کند.
بیا که تا آمدن "آخرین ماه شاید هم ماه" آخر می ایستیم و آسمان را به نظاره می گیریم و قلب های مان را از هر پلیدی پاک می کنیم، بلکه با گوش جان بشنویم نوای" انا بقیه الله "را ...
بیا تا آمدن "آخرین ماه شاید هم ماه آخر " تمامی بین الطلوعین ها را بیدار باش و آماده باش صبح می کنیم.
بیا که سخت منتظریم...
بیا ، می دانم که "آخرین ماه شاید هم ماه آخر" در انتظار 313 ستاره است.
مانده ام چرا این ستارگان اینقدر کم اند , نادرند، از بس که درند و مرواریدند نایاب اند.
محمد جان برای آخرین ماه یا ماه آخر هم دعا کن و برای ستارگان ماه آخر نیز هم ...
بگذار از خلقتت بگویم...
اصلا تو آفریده شدی که "محمد " باشی (کسی که خوبی های بسیاری داشته باشد)
"ماحی" باشی( کسی که کفر را محو می کند)
"محمود" باشی(ستوده)
"عاقب" باشی( کسی که پس از او پیامبری نمی آید)۳
تو آنقدر عاشقانه پرستیدی خدایت را که شدی خورشید هدایت. آری، به راستی " اشهد انه محمد عبده و رسوله"
ودر عظمت و بزرگی ات همین بس که در بهترین اوقات شبانه روز ( بین الطلوعین )به دنیا امدی و شب تولدت آسمان ستاره باران شد و راه ورود شیاطین به آسمان های هفت گانه در شب تولد تو بسته شد و اگر هم راهی به آسمان پیدا کنند "إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ"۴
و مادرت آمنه می گفت: به دنیا که آمدی نوری از دهانت خارج شد و به شرق و غرب عالم رفت.
و باز در بی همتایی ات همین بس که آتشکده فارس بعد از هزار سال در شب تولد تو خاموش شد۵.
بیا, امشب را نمی دانم چگونه سحر کنم...
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
-
کتاب همنام گلهای بهاری ، نقل به مضمون
-
همان
-
همان
-
حجر/۱۸
-
سخنران مسجدمون، نقل به مضمون